در مقاله ای که پیش تر نویسنده همین مقاله نگاشته است، گفته شد که اصول اقتصادی حاکم بر سیاست گذاری حقوق مالکیت ادبی و هنری (کپی رایت)، دارای دو فایده ایجابی و سلبی است؛ به این ترتیب که از یک سو قانون گذار را به سمت وضع مقررات کارا در زمینه حقوق مالکیت ادبی و هنری سوق می دهد و از سوی دیگر، با دادن خط مشی مشخص، مرجع قانون گذاری را از وضع مقررات متعارض و دارای سیاست اقتصادی متناقض بازمی دارد. از آنجا که این اصول اقتصادی متعددند، در مقاله پیشین، سه اصل اقتصادی بررسی شد و اکنون در این مقاله، دو اصل دیگر یعنی اصل تناسب هزینه - فایده و تحقق کارایی تبیین می شود و نمونه هایی از چند قاعده برگرفته از این دو اصل که در حوزه حقوق مالکیت ادبی و هنری قابلیت اعمال دارند، آورده شده، میزان توجه قانون گذار ایران به این اصول مشخص می گردد و در پایان، راهکارهای روشنی در این زمینه پیشنهاد می شود. از آنجا که تاکنون در عرصه نظریه پردازی حقوقی، این اصول به نحو منقح و یک جا شناسایی، تدوین و بررسی نشده و میزان توجه قانون گذار ایران به آن ها محل نقد و واکاوی قرار نگرفته است، لذا نوشتار حاضر می تواند از این حیث دارای نوآوری باشد؛ به ویژه آنکه در صدد اثبات این فرضیه است که وضع مقرراتِ دارای سیاست های متعارض در حوزه حقوق مالکیت ادبی و هنری کشور، گویای آن است که این اصول اقتصادی یا برای مرجع قانون گذاری ما ناشناخته بوده یا دست کم به آن عنایت خاص نشده است.